مهرادمهراد، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره

بزرگترین جوانمرد من

عکس های ده ماهگی

1392/3/7 17:14
نویسنده : مامان سحر
372 بازدید
اشتراک گذاری

وقتی توی خونه جا نباشه گل پسر مجبوره بره تو سبد

من قراره روزی پزشک گوش و حلق و بینی بشم چون دارم گوش بابابزرگ خوبم رو معاینه میکنم

وقتی موهات بلندمیشه شیطون که هستی بیشتر شبیه بچه شیطونها میشی

ولی وقتی پدرت زحمت میکشه و موهات رو تو خواب کوتاه میکنه میشی مثل بچه مظلومها با تمام شیطنتهایی که داری.

 

وقتی این عکس ها گرفته شده که من سرکار بودم.

به زودی عکس های جدیدتر رو میزارم.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مری
7 خرداد 92 17:32
الهی من به قربون این گل پسر برم اینقدا خوشمزه شده...خوبی سحر جونم...نمیدونی ندیده چه حس خوبی دارم از بودن تو مهراد کوچولو خیلی نمکی شده ماشالا
میتونم تصور کنم چقد شیطون میطون شده با اون موهاش...

کاش پسر منم همین قد خوردنی شه


مطمئن باش بیشتر هم میشه و دیگه وقت نداری وبگردی بکنی گلم. خوبم ولی حسابی سرم شلوغهههههههه خیلی. قید استخدام و این حرفها رو بزن
مری
7 خرداد 92 17:34
راسی اسم گل پسرم بهداد هستا نه بهراد!

البته اگه بقول خودت برامون لُس نشه تا به دنیا اومدنش

اآخییییی.با مهراد اشتباه شد
مریم مامان محمد مانی
8 خرداد 92 13:56

میام میخورمت ها

برو بابا تو که نمیای

فائزه مامان مهدیار
8 خرداد 92 20:53
ای جانم مهراد خوردنی خاله جون حالا فهمیدم چرا مهدیارم مثل شما میره توی سبد نگو جا نیست هههههه
راستی رادمهر گلی فکر کنم مهدیار یادش رفته دندون دراره
بوس واسه مهرادی و مامان سحر مهربون


ممنونم فایزه جون. به زودی مرواریدهاش درمیاد. هرچی دیرتر بهتر
مامان رادمهر
8 خرداد 92 22:52
ای جونم.مهراد جون هم مثل رادمهری وقتی مامانش نیست میره خونه بابابزرگش؟منم هروقت از سرکار برمیگردم کلی اتفاقات جدید و عجیب غریب میبینم . بمیرم براشون که نعمت وجودمون رو ساعتها ازشون دریغ میکنیم.امیدوارم وقتی بزرگ میشن درک کنن فقط به خاطر خودشون بوده

امیدوارم همین طوربشه و توبیخ نشیم