مهرادمهراد، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره

بزرگترین جوانمرد من

سال نو مبارک

1393/1/24 20:06
نویسنده : مامان سحر
444 بازدید
اشتراک گذاری

شرمنده که نشد مطالب رو آپدیت کنم. جبران میشه

عشقم دومین نوروز سالت رو در ارومیه تحویل کردی.

تا 8 فروردین در کنار عمه و صدف و اقوام پدرت بودیم که تو حسابی دلی از عزا درآوردی کنار رها و مانی و صدف.

عاشق رفتن به بیرون و ماشین سواری بودی.

روز 6 فروردین به اتفاق خانواده عمه و عمه های پدرت و دختر عمه پدرت به دره قاسملو رفتیم که خاطره ای زیبا برامون حک شد.

به کوه رفتیم و سرحال و سرخوش مشغول بازی با چمن و سنگ ها شدی.

با خوشحالی آب تو سنگ میانداختی و از صدای برخورد آب و سنگ به ذوق میاومدی و بچه ها هم با دل و جون برات سنگ میآوردند.

8 فروردین به خاطر رفتن من به اداره با اتوبوس برگشتیم.(چون شما از اتوبوس خوشت میاومد)من از پدرت خواستم سوار اتوبوس بشیم. که البته به شما خوش گذشت ولی من تا تهران از دست درد خوابم نبرد چون اصلا بغل پدرت نمی رفتی. شش روز مابقی رو تو تهران بودیم چون دو روز من به سرکار رفتم و بقیه هم که تو خونه بودیم و خیلی هم خوش گذشت.

سوم فروردین 93 شما وارد بیست ماهگی شدی که خاطراتت رو تو پست جدید می نویسم.

مهرادم، زندگیم، امید من برای ادامه زندگی امیدوارم سال 93 بسیار بسیار سال خوب همراه با سلامتی و انرژی و کارهای جدید برات باشه. همیشه بخندی و تجربیات جدیدی به دست بیاری .

عشق همیشگی من

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)