مهرادمهراد، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره

بزرگترین جوانمرد من

چهار دسته و پا

1391/12/14 17:27
نویسنده : مامان سحر
357 بازدید
اشتراک گذاری

اول از همه که شرمنده ام که از موقعی که میرم اداره نمیتونم تند تند بیام وبلاگت.و شرمنده همه دوستان که با تاخیر پیام های زیباشون تایید میشه.

 قند عسلم پسر گلم

به سرعت برق و باد چهار دست و پا میری. طوری که تا به خودم میام از سالن پذیرایی تا اتاق خاله زینب و زهرا رو مثل برق رفتی.

دیروز بعد از ی روز کاری سخت خواستم برم تنی به آب بزنم که دیدم در میزنند (البته شما پیش مامان جون بودی) در رو وا کردم دیدم واییییییی. گل پسر پشت در حموم اومده.بعدش هم که مامان جون خواست ببرت اتاق گریه کردی و تا من از حمام بیام پشت در حمام عین پسرهای خوب منتظر نشستی.

از وقتی رفتیم خانه مامان طاهره راه آشپزخونه رو یاد گرفتی. چون هم آشپزخونه خونه مامان طاهره و مامان جون ی برآمدگی کوچیک داره و شما مدام میری تو آشپزخونه.

خلاصه که شدی ی وروجک جیگر رو ناز. مامانی ی دنیا رو بهم بدند اندازه نوک تاره موت هم عوض نمی کنم.

واقعا عاشقتمممممممممممممممممممم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان ساجده
15 اسفند 91 17:42
خدا برات نگهش داره


ممنونم به همچنین متین عزیز برای شما
علامه كوچولو
17 اسفند 91 7:59
به به پس به چهار دست و پا هم اوفتاد
مباااااااااااااااااااااارك باشه


سپاسگزارم عزیزم
فائزه مامان مهدیار
17 اسفند 91 15:31
ای جونم پسری شیطون آفرین که 4دست و پا میری خدا کی میشه مهدیار منم 4دست وپا بره منم مثل سحر جون ذوق کنم راستی سحری بیا خصوصی داری