روز جهانی کودک
کودکم،فرشته کوچکم
زندگیم روزت خجسته باد.
امروز صبح روزهای کودکی خودم رو مرور کردم بازی با دوستام،خاله بازی ها،دنبال هم دویدنها،قهقهه خنده هام،اشک های بی بهونه هام بازی با دخترخاله ها و دخترعمه های هم سن خودم باعث شد بی اختیار وقتی تو تاکسی به طرف اداره میرفتم اشک تو چشم هام جمع بشه.
یادمه بچه که بودم و یکی یکدونه بودم.ی عروسکی داشتم که سالها بعد توسط خاله ها منهدم شد.عاشقش بودم. بغلش میکردم .چادرم سرم میکردم.عروسکم رو می بردم زیر چادر انگار که ی بچه واقعی دارم.
حالا بعد از سالها بچه واقعیم رو که ی پسر خوشگل و ماه هست رو بغل می کنم و احساس مسئولیت دارم.
یاد دوستام فائزه،فهیمه،مونا کاش می شد دوباره ببینمشون.
و امروز
روز توست. هرروز که هر کاری دلت می خواد انجام میدی . امروز ولی بیشتر آزادی.
تا دلت میخواد شیطنت، گردش، بکن و من هم امشب شیر میدم بدون غر.(آخه انقدر تو طی شب شیر میخوری خسته میشم و صبح ها با خستگی میرم اداره. به قول پدرت شبها پرچم سیاه بین من و شما بالا میره)
کودکم،امروز دعایم صالح بودنت،خلف بودنت،شاد بودنت،سالم بودنت و بهترین بودنت هست.
عاشقانه دوستت دارم
نی نی های وبلاگی روزتون فرخنده بود.
براتون بهترین ها رو از خدای مهربون می خوام


روز جهانی کودک
