مهرادمهراد، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره

بزرگترین جوانمرد من

باغ پرندگان

1392/7/25 18:42
نویسنده : مامان سحر
323 بازدید
اشتراک گذاری

سه شنبه مامان جون و باباجون و خاله ها با قطار راهی مشهد مقدس شدند و ماشین رو به ما سپردند.

ما هم تا تونستیم رفتیم گردش.

ی روز رفتیم به شکم مون رسیدیم.

ی روز رفتیم خونه مامان طاهره اسلامشهر(چون خودشون به خاطر مراسم فوت خان نه نه هنوز ارومیه هستند) رو سر زدیم .

ی روز هم رفتیم باغ پرندگان که نزدیک خونه مون هست.

خیلی خوش گذشت پر بود از انواع پرنده ها، طوطی،قرقاول، کبوتر، شترمرغ، اردک و ... شما هم از تعجب دهنم باز مونده بود و مدام می گفتی جوجو جوجو

مهراد و پدر

وقتی میزاشتیمت زمین لحظه ای صبر نمی کردی که دستت رو بگیریم که کلا نمی زاری دستت رو بگیریم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مریم مامان محمد مانی
28 مهر 92 23:58
ای جانم............... پس حسابی خوش گذروندید.
خدا رو شکر که روزهای خوبی داشتید.


ممنون خاله. زیارتتون هم قبول