باغ پرندگان
سه شنبه مامان جون و باباجون و خاله ها با قطار راهی مشهد مقدس شدند و ماشین رو به ما سپردند.
ما هم تا تونستیم رفتیم گردش.
ی روز رفتیم به شکم مون رسیدیم.
ی روز رفتیم خونه مامان طاهره اسلامشهر(چون خودشون به خاطر مراسم فوت خان نه نه هنوز ارومیه هستند) رو سر زدیم .
ی روز هم رفتیم باغ پرندگان که نزدیک خونه مون هست.
خیلی خوش گذشت پر بود از انواع پرنده ها، طوطی،قرقاول، کبوتر، شترمرغ، اردک و ... شما هم از تعجب دهنم باز مونده بود و مدام می گفتی جوجو جوجو
مهراد و پدر

وقتی میزاشتیمت زمین لحظه ای صبر نمی کردی که دستت رو بگیریم که کلا نمی زاری دستت رو بگیریم.



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


باغ پرندگان
