سرآشپز
این روزها شیرین و شیرین تر میشی و دل هر دو خانواده رو می بری
ی شب دیدم خیلی حوصله ات سر رفته و هی قابلمه رو اشاره می کنی تصمیم گرفتی ی آش درست کنی برامون که ی وجب روش روغن داشته باشه و دست به کار شدی

بعد دیدی چیزی دم دست نیست لیوان و قاشق و شکلات انداختی تو قابلمه

و بعد شروع کردی به هم زدن تا خوب جا بیفته

درش رو گذاشتی و رفتی سراغ کارهای دیگه

دیدی بهتر هست که آش رو با جاش برداری و بری رو میز بنشینی تا خسته نشی

بعد دیگه کارت تموم شد قابلمه رو برداشتی برای کشیدن این آش

ولی من ازت خواهش کردم تا با اولین دستپختت یک عکس بندازیم جهت درج در وبلاگ

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سرآشپز
