مهرادمهراد، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره

بزرگترین جوانمرد من

عکس های اواخر 15 ماهگی

1392/9/5 17:12
نویسنده : مامان سحر
373 بازدید
اشتراک گذاری

این روزهای خیلی بازیگوش شدی و به زور میایستی تا ازت عکس بگیریم برای همین هم عکسهات کمتر شده.

با اندکی تاخیر

تو ایام محرم چند روز لواسون بودیم این هم یکی از اون شبهای عزیز هست که شما حاضر شده بودی برای رفتن به مراسم

 

خیلی زود بعد از گذروندن دوره های نقاشی پیش خاله ها وارد مرحله پاستل شدیخیال باطل

 

قربون اون نگاهت معصومت برم گلم

 

ی جای سالم تو خونه مامان جون پیدا نمیشه و حالا نوبت کمد دیواری ها هست.

اصلا نمیزاشتی ازت عکس بگیریم این چند تا هم با زور خاله ها برات گرفتند

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

علی
5 آذر 92 18:03
سلام مهراد جون من علی هستم و تازه به دنیا اومدم دوست دارم باهات رفیق بشم و تو بشی داداشی بزرگ من ( البته اینارو مامان جونم برات نوشته)
مامان ساجده
5 آذر 92 23:04
عزاداريهاتون قبول دوستم قربون پسر بازيگوش بشم
کودک خلاق فردا
6 آذر 92 8:38
ای جانم.شیطون خاله.همیشه شاد و سالم باشی. والله من حاضرم خونه باشم و شیطونی آیلین رو تحمل کنم ولی دوریشو
مری
6 آذر 92 21:22
جونم خاله ای چه آقا شدی ماشالا به این همه شیطونی سحرجونم مرتب پستاتو میخونم اما بهداد اجازه یادداشت نمیده که
مامان کورش
8 آذر 92 23:36
بچه ها که بزرگ می شن نمی زارن عکس بگیریم همش یا دوربین را می خواهن یا می خوان همون موقع عکسشون ببینن به کورش می گم وایسا عکس بگیرم بعد بیا ببین هنوز که نگرفتم می خواهی ببینی. واقعا همش عکسهاش کمتر میشه با گذشت سنش