گذران ایام
سلام گل پسرم
روزها از پی هم میگذره و من شاهد بزرگتر شدن تو هستم
با نزدیک شدن به پایان سال مشغله کاریم زیاد شده و متاسفانه هم کمتر وبلاگی آپ میشه و هم مثل همیشه شرمنده دوستای وبلاگی شدم
آنقدر بزرگ شدی که:
به اوف دیگه جوف نمیگیرد
با وسایل بزرگترها بیشتر بازی میکنی
کمک دستم شدی
درما بالاتر رفته متاسفانه دچار دیسک و گرفتگی رگ سیاتیک شدم و وقتی میخوای بغلت کنم میگم اونم قبول میکنی
برای اینکه به خواسته ات برسی ی چی آخر اسم فرد بیزاری مثلا ماماجی
دیگه علاقه پیدا کردی وسایل رو باز کنی و توش رو بفهمی چطور بسته شده مثل ماشین
و تو الان در آستانه نوزده ماهگی شانزده مروارید داری
وقتی میبینی من یا دیگران مشغول موبایل یا دیدن تلویزیون هستیم کاری میکنی متوجه تو بشیم
مدام چشم (چش به زبون خودت) میگی ولی کیه عمل کنه
در کل شدی ی گل پسر جیگر
عاشقانه دوستت دارم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


گذران ایام
