مهرادمهراد، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 27 روز سن داره

بزرگترین جوانمرد من

رفتن به عروسی در اسفند ماه

1392/12/21 20:40
نویسنده : مامان سحر
394 بازدید
اشتراک گذاری

پسر گلی خانواده ما و مامان سحر و بابا بهمن وشما در تاریخ 13اسفند سه شنبه به عروسی خاله شیما(دختر دایی بابامرتضی)به تالاری در خیابان ملاصدرا دعوت شدیم هورا...اما بابابهمن به دلیل مشغله کاری نتونستند تشریف بیارن..

و منم که عکاس عکس شما هستم فقط تونستم این عکس رو از شما بگیرم چون متاسفانه انقدر زیاد شیطونی میکنی برای عکس گرفتن عکسهات تار میشهمنتظر ووو منم فقط این عکس رو تونستم بزارم که بهتر از عکسهای قبلیت شده بودنیشخندقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

علامه کوچولو
28 اسفند 92 16:53
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش، اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام ******** سال نو مبارک ********
مامانی درسا
7 فروردین 93 1:43
مثل لحظه ای که باغ, در ترنم ترانه شکوفا میشود, غرق در شکوفه میشود روزگارتان بهار لحظه هایتان پر از شکوفـه باد. سال نو مبارک باز کن پنجره را که بهاران آمد که شکفته گل سرخ به گلستان آمد سال نو مبارک
مامان ساجده
7 فروردین 93 17:37
سلام خوبي سحر جون سال نو مبارك اميدوارم سال خوبي پيش روتون باشهمهرادجون خوبه؟ببوسش از طرف من سحر جون ما انشاالله فردا عازم مكه هستيم ميخواستم ازتون خداحافظي كنم اگه هر بدي ازم ديدي حلالم كن عزيزم ميبوسمتون