مهرادمهراد، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره

بزرگترین جوانمرد من

چند روز به سه ماهگی

1391/7/28 19:39
نویسنده : مامان سحر
440 بازدید
اشتراک گذاری

قند عسلم وقتی روزها میگذره و تو بزرگ میشی خیلی خوشحالم. ولی ی چیزی خیلی ناراحتم می کنه و اینکه من هم شاید ماه آینده یا دو ماه دیگه باید به صورت دایمی برم اداره.

آخه جیگرتو من تحمل دوریتو ندارم. از موقعی که اومدی شدی زندگیم. شدی تمام وجودم. من اصلا بچه دوست نبودم. همیشه دوست داشتم نی نی داشته باشم ولی ی سوال همیشه تو مخیله ام بود و اینکه آیا من می تونم بچه مو مثل مامانم که انقدر برای بچه هایش جون می زاره بزارم؟

اینکه من میگرنم ساعت یک شب می گرفت و مامانم با تمام جون و دل من رو می برد دکتر و تا ساعتها که سرمم تموم بشه بالاسرم می نشست. می تونم عاشقانه بچه مو دوست داشته باشم؟

عشقم! تا چهار روز دیگه میری تو سه ماهگی و چقدر زود گذشت.خیلی زود.

از خدا می خواهم از صمیم قلب که خدا به تمام خانم هایی که آرزوی داشتن نی نی رو دارند نه تنها ی دونه بلکه پنج قلو بده. ای خدا آرزوشونو برآورده کن.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان کاوه
28 مهر 91 23:09
مرسی که وب من سر زدی خاله جون انشالا همه این طعم مادر شدنو بچشند مهراد خوشگل هم از جانب من ببوس
مامان آریا
29 مهر 91 10:18
سلام وای چه قند عسلی !چه گل پسری ماشا ا... باعث افتخاره که ما رو دوست خودتون بدونید جای من مهراد جون رو ببوسین
علامه کوچولو
3 آبان 91 15:28
سلام گلم اومدم سه ماهگیتو تبریک بگم پس کجایی تو؟