سفر به شمال
مثل اینکه قرار هست تا پایان 12 سالگی شما کل ایران رو بگردی البته همه هم در یک حد یک یا دو روز.
پنج شنبه 22 فروردین همون دخترعمه ام که چندی پیش عروسیشون بود و شما برای دومین بار رفتی عروسی همسرشون تو شمال هم برای اقوام خودشون عروسی گرفتند و ما هم دعوتشون رو لبیک گفتیم.
عروسی از ساعت 5 تا 1 شب بود و خیلی بهم خوش گذشت. چون باباجون شما رو برای سه ساعت تو خیابونهای مینودشت گردوند تا بخوابی و ما هم به پایکوبی بپردازیم.
ساعت 8 شب باباجون شما رو به من تحویل داد و بعد خاله ها زحمت کشیدند و نگهداری کردند و شما تا ساعت 12 شارژت تموم شد و رفتیم جایی که خانواده آقا داماد تدارک دیده بودند استراحت کردیم فردا 8 صبح به سمت ساری رفتیم تا سری هم به یکی از آشناهامون به اسم هاجر خانم بزنیم. کلی تو باغشون گشت زدیم و ساعت 4 غروب به سمت تهران برگشتیم.
هوا خیلی عالی بود و خدا رو شکر هنوز شرجی نشده بود که شما اذیت بشی چون خیلی از گرما بیزاری.
در ادامه عکس های شمال رو برات گذاشتم
بعد از مینودشت این عکس رو گرفتیم

این عکس هم تو باغ خاله هاجر تو ساری انداختیم

این عکس هم تو راه شهرستان قائم شهر انداختیم



سفر به شمال
