مهرادمهراد، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره

بزرگترین جوانمرد من

چکاب ماهیانه

1392/5/28 17:49
نویسنده : مامان سحر
326 بازدید
اشتراک گذاری

سه شنبه 23/5/ ساعت 7 صبح به همراه پدرت راهی دکتر فتحی شدیم.

وقتی رسیدیم بعد از گرفتن قد و وزن که :وزنت 9750 بود و قدت 79 س.

پیش دکتر رفتیم.وضعیت بیماریت رو تو سفر ارومیه به دکتر گفتم و گفت الان که تب نداره ولی 150 گرم وزنش کم شده که باید سعی کنی برسونی.

دکتر پرسید: شیر چی میخوره؟ گفتم شیر خودم رو؟ گفت: شبها هم. گفتم : بله.خیلی مدام. گفت: شیر شب باید قطع بشه.12 شب تا 6 صبح نباید بخوره.چون باعث پوسیدگی دندونش و آسیب به مادر میشه.گفتم دکتر نمی شه چون خیلی وابسته شده.گفت: تلاش کن.

و آزمایش کامل برای دوم شهریور و عکس از مچ دست برای خدای ناکرده نرمی استخوان نوشت.

همون موقع که تو اتاق دکتر بودیم وقتی صدای زنگ در اومد. شما داد زدی : کیهههههههههههههه؟

دکتر خنده اش گرفت.

و دکتر با دادن یک شکلات از شما خداحافظی کرد.

وقتی این صحنه رو دیدم فهمیدم که دیگه بزرگ شدی. چون وقتی دکتر شکلات می ده که ی کودکی رو تشویق کنه و نخواد دیگه از دکتر بترسه.

عشقم هر روز من رو عاشق تر میکنی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)