مهرادمهراد، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 27 روز سن داره

بزرگترین جوانمرد من

سوار شدن بر مترو برای اولین بار

1392/5/28 18:09
نویسنده : مامان سحر
367 بازدید
اشتراک گذاری

جمعه 25/5/ صبح به پدرت گفتم که نمایشگاه بازی های دیجیتال باز شده تو مصلی . پدر هم که عاشق بازی کامپیتوتری هست گفت: اه پس بریم که برای موبایل شما(که به تازگی بعد از دو تا گوشی که شما نابودش کردی خریداری شده)بازی بریزیم.

گفتم منت نزار واسه خودت می خوای بریزی ی حرفیه.

خلاصه که غروب ساعت 7 راهی مصلی شدیم.چون فکر می کردیم نمایشگاه تا ساعت 10 شب چون جمعه هست باز باشه.

بنابراین از مینی سیتی به سمت مترو تجریش رفتیم. اولین بار بود که سوار پله برقی شدی و با تعجب و سکوت تمام که تا به حال اتفاق نیفتاده نگاه می کردی.

وقتی وارد قطار شدی. متعجب بودی اول سکوت بعد نگاه های تعجب انگیز. البته این سکوتها و نگاه ها برای دقایقی تا هیجان و تازگی داره ادامه داره و بعد عادی شد.

وقتی قطار راه افتاد همراه با حرکت قطار خودت رو تکون می دادی. مدام یاد حرف خاله مریم بودم که وقتی وارد واگن مردها با شوهرش شده محمدمانی به می می گیر داده. می ترسیدم . و دیدم تو هم داری شروع می کنی . فرار رو بر قرار ترجیح دادم و به پدرت گفتم می رم واگن بانوان تا آبروم رو نبرده.

قدیمها که زیاد مترو می رفتم تا خانم بچه دار می اومد سریع جام رو میدادم با وجودی خستگی.ولی جمعه بود و همه سرحال و شاد دیدم هیچ کس فداکاری نمی کنه بنابراین رو زمین نشستم و بهت شیر دادم.

و بعد ایستگاه بهشتی پیاده شدیم وقتی وارد مصلی شدیم جمعیتی که به سمت درب خروجی سرازیر می شد و ما فقط به سمت بالا می رفتیم. به پدرت گفتم تعطیل شده. گفت: نه بابا ما میریم. پدر نیت کرده بود و ما هم رفتیم. وقتی پدر از آقای نگهبان خواست بریم تو گفت: آقا تعطیله فردا.

برای ی بار آقای پدر تصمیم گرفت ما رو بچرخونه این هم اینجوری.(شوخی کردماااا آقای پدر خیلی هم مهربونند)خلاصه عوضش ی کباب ترکی تو رگ زدیم چه تو رگییههههه. بس که شما این ور دویدی ی گاز من زدم پدرت دنبالت بود. و پدر کمی خورد و من دنبالت. و من از خیر کباب ترکی گذشتم و گذاشتم تو کیفم تا برم خونه بخورم. برگشتنی هم تو قطار کلی خوشحالی کردی و پدرت هم رو پله برقی رو دسته گذاشت و کلی ذوق کردی.

و انقدر خسته شدی و دوندگی کردی تا تو میدون تجریش تو بغلم خوابت برد.

حتی تو خونه هم وقتی گذاشتمت بیدار نشدی.

نازنینم خیلی دوستت دارم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)