17 روزگی
سلام مهراد عزیزم
امروز 17 روزه شدی.
باورت می شه وقتی میگیری میخوابی دلم برات تنگ میشه.
دو سه شبی هست که نه زیاد شیر می خوری نه می خوابی. دیروز با مامان جون بردیم پیش دکتر فتحی پزشک اطفال الان شما و پزشک اطفال کودکی خودم.
خدا رو شکر وزنت برگشته و شدی 3400 . دکتر از همه چیزت راضی بود و جالب اینکه به منشی اش گفت تو پرونده ات بنویسه شیطون هستی
من و مامان جون ی نگاهی به هم کردیم و سر تکون دادیم. این یعنی شاید در آینده بشی ی پسر بازیگوش.عیبی نداره سالم باشی و صالح باشی شیطنت برای شما نی نی هاست.
جدیدا یاد گرفتی موقع شیر خوردن از خودت صدا درمیاری.و ی چیز جالب اینکه عاشق ماشین هستی. و از شانست متاسفانه ما ماشین نداریم که ببریمت تو ماشین هم تو بخوابی و هم من ی خواب درست بکنم..gif)
مهربونم همون طور که پیش بینی کرده بودم با حضورت غم دوری مادربزرگم تو خونه مامان جون ی کم کمرنگ شد. دیگه حاج بابا که از سرکار میرسه میاد سراغت و کلی باهات ور می ره. بنده خدا از شانسش تو همیشه وقتی حاج بابا میاد خوابی.
خدایا ممنون از این هدیه بهشتیت که به ما دادی. به همه ی اونهایی که آرزومندند از این هدیه ی قشنگت عطا فرما


17 روزگی
