خدایا شکرت
خدایا شکرت که سالم دوباره به زندگی برگشتم.
خدایا شکرت که دوستهای خوبی دارم و خیلی خیلی از مامانها برام دعا کردند تا من برگردم و بتونم از مهراد بنویسم و کنارش باشم و مادری براش بکنم.
فقط یادمه وقتی تو ریکاوری به هوش اومدم خدا رو از بابت زندگی دوباره شکر کردم. انگار هر چقدر بزرگتر میشم تعلقم به دنیا بیشتر میشه. البته بیشترین دغدغم مهراد هست و بس.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خدایا شکرت
