مهرادمهراد، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره

بزرگترین جوانمرد من

لواسان

1391/10/24 0:59
نویسنده : مامان سحر
455 بازدید
اشتراک گذاری

هفته گذشته خاله اعظم (خاله من) که از اون خاله های فوق العاده مهربون و دلسوز هست برای دیدن شما چند روزی مهمان خانه مامان جون بود.

بابا جون هم به خاطر اومدن خاله اعظم همگی مون رو بردند لواسان. آخه امسال چون خونه لواسون رو دارند می سازند آلاخون بالاخون بودیم. به امید خدا زودتر مشکلات باباجون حل بشه و تعطیلات مثل همیشه بریم خونه خودمون.

خلاصه که از بعد از زایمانم نه که ددری بودم چون مسافرتی هم پیش نیومد حسابی حوصله ام سر رفته بود.

رفتن به لواسون هر چند 4 ، 5 ساعتی بود ولی خیلی روحیه امو عوض کرد.

البته ما به گلندوئک رفتیم. خیلی دلم برای روستامون یعنی نیکنامده(یکی از روستاهای لواسان) تنگ شده.

این هم عکس های شما در رستوان پاچنار لواسان.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

علامه کوچولو
24 دی 91 15:08
به به رفتین ددری
جای ما هم خالی
پس معلومه ناف ناف تهرونین
چقدر این پسمل جیگر شده
خدا خنده ش رو
رنگ سبزهم بهش میاد اااا


بله دیگه خیلی حوصله ام سر رفته بود. نه بابا تهران چیه؟ واسه لواسون هستیم اون هم روستای لواسان
علامه کوچولو
25 دی 91 20:25
سلام عزیزم
خصوصی


با این همه حال متوجه نشدم
مریم مامان محمد مانی
26 دی 91 14:15
به به به سلامتی خوش گذشت؟
چقدر سبز به پسملم میادااااااااااااااا.
بی معرفتم خودتی


جای شما خالی. خودتی دیگه باشه؟
مریم مامان محمد مانی
28 دی 91 19:12
سلام گلم طرز تهیه را برات تلگراف کردم به قسمت نی نی تلگراف مراجعه کن. بوس برای سحر و گل پسرش
مامان ساجده
29 دی 91 15:20
همیشه به گردش عزیزم
مهراد جونمو


ممنون مامان گل