مهرادمهراد، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 28 روز سن داره

بزرگترین جوانمرد من

افزایش دهنده شیر

چون خودم به تازگی دچار کمبود شیر شدم. سعی کردم ببینم چه چیزهایی شیر رو افزایش میده. با جستجو و بررسی در سایت ها مطالب زیر رو جمع آوری کردم. البته شاید ی مساله ای که باعث کم شدن شیر شده باشه میک نزدن مهراد باشه. چون 8 ساعتی که خونه نیستم مهراد از شیشه استفاده می کنه. به هر حال فکر کردم شاید خیلی ها دچار مشکل من باشند و بتونم با گذاشتن مطالب کمکشون کنم. سالم باشید.   معرفی برخی مواد غذایی که موجب افزایش شیر مادر می شود * مجموعه مواد غذایی موجود در اسفناج برای زیاد کردن شیر بانوان کاملا موثر است. * مصرف دم کرده ی گل بابونه در ازدیاد شیر بانوان موثر است. * خوردن تخم ترب به اندازه 2 گرم در شبانه روز باعث زیاد کردن...
7 خرداد 1392

عکس های ده ماهگی

وقتی توی خونه جا نباشه گل پسر مجبوره بره تو سبد من قراره روزی پزشک گوش و حلق و بینی بشم چون دارم گوش بابابزرگ خوبم رو معاینه میکنم وقتی موهات بلندمیشه شیطون که هستی بیشتر شبیه بچه شیطونها میشی ولی وقتی پدرت زحمت میکشه و موهات رو تو خواب کوتاه میکنه میشی مثل بچه مظلومها با تمام شیطنتهایی که داری.   وقتی این عکس ها گرفته شده که من سرکار بودم. به زودی عکس های جدیدتر رو میزارم.   ...
7 خرداد 1392

مهربونی های به اندازه دریا

دنیا ی وقتهایی خیلی قشنگه و ی وقتهایی هم خیلی زشت. همیشه روی ی پاشنه نمی چرخه. چیزی که تمام سختی هاش رو برای انسانها راحت می کنه مهربونی انسانهایی هست که لطف و محبتی به اندازه دریا دارند. این پست رو فقط برای اون دوستانی می زارم که با وجود مشغله من که نمی تونم زود به زود به وبلاگ هاشون سر بزنم همیشه به وبلاگم میان و من و جوانمرد بزرگم یعنی مهراد جونم رو خوشحال می کنند و مامانش رو شرمنده. از همه دوستام سپاسگزارم که همیشه محبتشون رو توی این یک ساله چه قبل از زایمانم و بعد از زایمانم به من ثابت کردند خیلی خیلی ممنونم و روی ماه خودشون و نی نی های خوشگلشون رو از راه دور می بوسم. دوستان خوبم؛ درسته که نمی تونم زود به زود بی...
7 خرداد 1392

روز پدر

امروز روز پدر هست. البته روز آزادسازی خرمشهر که مصادف هست با سالگرد فوت پدربزرگم(پدر مامان جون) و ماهگرد شما هم بود. پدر چه واژه زیبایی ست. سراسر زحمت، لطف و دریایی از توانایی و نیرو. برای همه پدرهای دنیا اول سلامتی دوم سلامتی و سوم سلامتی و بعد جیبی پر پول خواستارم تا تو این روزگار سخت شرمنده خانواده شون نشند. از خدا برای پدرم، همسرم و پدر همسرم سلامتی، طول عمر، عمر با عزت و ثروت خواستارم. ...
3 خرداد 1392

تولد ده ماهگی+ سومین دندون

عشق من امید به زندگی من ماهگرد میلادت خجسته باد گل پسرم امروز ساعت 35/7 رفتی تو یازدهمین ماه زندگیت. توی این ده ماه با تو بچه گی کردم. از ته دل خندیدم. ی وقتهایی به خاطر بعضی مسایل گریه کردم ولی مثل تو زود فراموش کردم. خیلی از مسائل رو ازت یاد گرفتم. که از ته دل بخندم. زود آشتی کنم (البته این خصلت رو قبلا هم داشتم) و زود یادم بره تلخی های روزگار رو. چه کنیم که سرشت آدمیزاد با تلخی نوشته شده. بگذریم. عشق من دیگه: 1- کلمات رو خوب میشناسی مثلا وقتی میگم برو ماشینت رو بیار، میاری، وقتی میگم برو توپت رو بیار میاری. 2- چند قدم برمیداری و میشینی. البته امروز بیشتر قدم برداشتی 3- عاشق بستنی هستی البته مثل خودم که تابستون...
3 خرداد 1392

عکس های ماه دهم

این جا رفته بودیم عروسی پسرخالۀ من(یعنی مامان سحر) وقتی طبق معمول من نیستم و اداره هستم شما می ری اتاق خاله ها و وسط کتاب کنکورشون رژه میری. خاله ها هم به موهات که بلند شده ی کلیپس زدند تا ببینند کی مامانت وقت میکنه موهای پسرش رو کوتاه کنه؟! شرمنده ام عشقم اینجا مشغول دیدن نی نی های مجله شهرزاد هستی که بعد از پنج ماه جرات کردم دوباره بخرم.بس که مثل الان اجازه دیدن نمی فرمایید.البته الان از مجله چیزی باقی نمونده چون برگ برگه 3000 تومنیش رو کندی و می خواستی نوش جان بفرمایید. این هم عشق من که خوشگل داره مامانش رو می بینه که ی عکس خوشگل ازش بندازم. عشقم، امید به زندگیم عاشقانه دوستت دارم. ...
20 ارديبهشت 1392

روز مادر

سلام گل پسرم خاله مری برام پیغام گذاشته بود" از دست مهراد نمیشه بیای وبلاگت رو برای روز مادر آپ کنی" براش زدم برای شما هم میشه.(خاله مری حامل ی گل پسر خوشگل هست) از صبح تا 5 که مشغول کار هستم وقتی هم از اداره میام اگر غذات تموم شده باشه مشغول غذا درست کردن شما میشم و بعد هم تمام وقت در خدمت شما. روزهایی هم که خونه خودمونیم اول از اداره میرم خونه تند تند غذا میزارم بعد میام خونه مامان جون دنبال شما. شب که میشه و شما میخوابی اصلا نمی فهمم که چطور خوابم برده تا برای شیر دادن شما بلند میشم. انقدر خسته میشم که هر روز میگم شب نمیخوابم میرم وبلاگ مهراد ولی از خستگی بیهوش میشم. خلاصه که شرمنده شما و دوستهای وبلاگی شدم. د...
15 ارديبهشت 1392