بعد از یک هفته+75 روزگی
فرشته زندگی مون امروز 75 روزه شد. چند روزی به وب سر نزدیم . پنج شنبه هفته پیش بود که همکارانم آمدند خانمون. دو تا دختر خوشگل داشتند که اونها هم آمده بودند به شما سر بزنند. اسمشون الینا و نازنین زهرا بود. ماشاء اله به الینا خانم گل که کلی شیطنت کرد. غروب جمعه خاله ها آمدند خانمون بردمت حمام و شب آژانس گرفتیم به سمت اسلامشهر خانۀ مامان طاهره. تا سه شنبه خانشون بودیم. من که وقتی می رم خانه مادربزرگها کلی استراحت می کنم تنها زحمتم این هست که شیر میدم.این هفته ما هم پیش پدرت بودیم. آخه بعد از سه روز که میاد کلی دلتنگی داره. آخه صدف جون(دخترعمه ات) تهران نیست و وقتی ما می ریم خانه مامان طاهره کلی باهات بازی می کنه. مثل رفتن...







