25 روزگی- چهلمین روز فوت مادربزرگ خوبم
قند عسل مامانی امروز 25 روزش شد. کم کم دارم به کم خوابی های شبانه عادت می کنم. البته فعلا خونه مامان جونی کنگر خوردیم لنگر انداختیماااااااااااااا. از ساعت 2 تا 4 می خوابی دقیقا موقع خوردن سحریی بیدار میشی. من هم اول جیشتو عوض می کنم. بعد شیرتو می دم. ببخشیدا باد گلوت هم می گیرم. بعد به امید خدا اگر شما صلاح بدونی و اجازه بدی می خوابم. البته برای نیم ساعت بعد از نیم ساعت دوباره همون کارهای بالا تکرار میشه البته اگر جیش نکرده باشی. غصه ام شده که یک شنبه و دوشنبه می خوایم بریم خونمون چه کار کنم. آخه از ساعت 10 مامان جون و خاله ها برای ساعتی نگهت می دارن تا من ی کم خوابمو جبران کنم. حالا نمی دونم آیا بابات قبول زحمت می ده که ...
نویسنده :
مامان سحر
18:26




