یک روز به آمدن عزیز دلم
سلام گل پسرم؛ همه دیگه منتظر هستند که شما قدم به این دنیا بزاری. فردا خدا تو رو به صورت واقعی به ما هدیه می ده. قراره فردا ساعت 30/5 با حاج بابا و مامان جون بریم بیمارستان. از الان دیگه نباید شام سنگین بخورم. غروب هم رفتیم با خاله زینب ساکهامونو از خونمون آوردیم. بابا هم قرار شد فردا خودش بیاد بیمارستان. از ی چیزی ناراحت شدم و اون هم اینکه بیمارستان متاسفانه فیلمبرداری از اتاق زایمان نداره. عیبی نداره چون فکر می کردم همه بیمارستانها دارند اول که خواستم بیمارستان انتخاب کنم فکر کردم حتما داره چون بیمارستان نجمیه که خاله مریم رفته بود داشت. ولی دیروز فهمیدم نداره و دیگه هم نمیشه کاریش کرد. حالا قرار شد دوربین ب...
نویسنده :
مامان سحر
22:39



